کتاب کیمیاگر

اثر پائولو کوئیلو از انتشارات نشر ثالث - مترجم: حسین نعیمی-بیشترین ترجمه شده ها

کیمیاگر با ترکیب سحر و جادو، عرفان، خرد و تعجب، تبدیل به یک کلاسی مدرن شده است، میلیون ها نسخه در سراسر دنیا فروش می کند و زندگی خوانندگان بی شماری را در سراسر نسل ها تبدیل می کند. شاهکار پالو کوئلسوس به داستان عرفانی سانتیاگو، یک پسر چوپان اندولسیایی می پردازد که می خواهد به جستجوی گنجینه های دنیوی بپردازد. تلاش او او را به ثروت های مختلف متفاوت تبدیل می کند و بسیار رضایت بخش تر از آن که تصور می کرد. سفر Santiagos ما را در مورد حكمت ضروری گوش دادن به قلبهای ما، به رسمیت شناختن فرصت و یادگیری خواندن چیزهایی كه در امتداد مسیرهای زندگی زندگی می كنند، و مهمتر از همه، به دنبال رویاهای ما می آموزد.


خرید کتاب کیمیاگر
جستجوی کتاب کیمیاگر در گودریدز

معرفی کتاب کیمیاگر از نگاه کاربران
این یک تصویر زیبایی نوشته شده و افسانه ای از حقایق ساده و جهانی است و یا یک بار از دیوانگی. احساس بدی در آن وجود دارد، اما بعد از آن من در نظر می گیرم که ممکن است گزینه سوم نیز وجود داشته باشد. یک بار خوانده ام استینگ، هنگامی که او آهنگ پلیس کلاسی را نوشت، هر نفس می کشید، مجموعه ای از کلیشه های خیالی را در مورد عشق و از دست دادن مخلوط کرد و همه آنها را با یکدیگر ترکیب کرد و بنابراین این لحن سرد، در مورد آن ترسناک است. به همین ترتیب، آهنگ احیا Credence Clearwater Looking Out My Backdoor، یک لحن غم انگیز اما دوست داشتنی غربی غربی، در واقع به عنوان یک تقلید از تقلید از لغزش گیتار اسکریپت yokel آغاز شد. من همچنین از کمدی / عملکرد هنری اندی کافمن و تنش نامطمئن و مداوم در مورد آنچه که او انجام می دهید و به همین دلیل فکر می کنم. آیا واقعا خیلی بد بود که خنده دار بود؟ اگر آنقدر بدیهی بود که ذاتا و نادرست بود، آیا خنده دار نبود؟ یا آن بود؟ آیا او واقعا زنان را کشت و سپس توسط جری لاولر مورد ضرب و شتم قرار گرفت؟ این یک شوخی بود ... بنابراین ... واقع گرایی فانتزی / جادویی پائولو کولهوا در سال 1988 به معنای حقیقت در طبیعت یافت شد و پیغام های ظریف از خدا به طور مستقیم گفت و یا یک مکالمه وجود داشت و یک نکته با برخی از سرگرم کننده وجود داشت؟ حالا â € | در مورد آن برای یک ثانیه فکر کنید. کل موضوع \"طلا و جواهر\" و بحث و گفتگو با کیمیاگر درباره یک اکسیر زنده زندگی می شود و قلب شما را دنبال می کند. کوئلو این را به طور مستقیم یا پا کشید؟ من باید بگویم که من آن را تردید می کنم، اما چند بار خندیدم و تحویل شربت بالا باعث تعجب من شد و شاید بهتر بود با در نظر گرفتن این زاویه ای از یک احتمال سوم . من می گویم این می تواند به هر دو راه. من کاملا می بینم که در آن کسی می تواند گنجینه پنهان و پیام های عمیقا معنی دار را در رمان کوتاه پیدا کند. و من می توانم کسی را دیدم که چشمانش را باز می کند و انگشتانش را در انگشتانش گلویش می کند. یک سگ چرشیار گربه ای را دوست دارد و به دلایل دیگری دوست دارد.

مشاهده لینک اصلی
چیزهای زیادی وجود دارد که می توانید از Alchemistâ € یاد بگیرید. همه چیز در مورد پیروی از رویای شما و در مورد ریسک پیروی از رویاهای شما است، که واقعا خیلی دشوار است و در این دنیا تعداد زیادی افراد وجود دارند که در واقع انجام می دهند، منظور من این است که همه چیز را به خطر بیاندازند، فقط به دنبال قلب و رویای شما باشند . زیبایی نویسنده است، درست است که وقتی تصمیم می گیرید که رویاهای خود را دنبال کنید، کل جهان، به نفع شما است که او به عنوان پیشگامان \"شانس\" نامیده می شود و ما همگی شاهد موفقیت های این مبتدیان در یک یا چند نقطه بوده ایم در زندگی ما. همچنین او در مورد یک مرحله در سفر ما به سوی تحقق آرزوهای ما صحبت می کند، جایی که همه چیز درست پیش می رود و همه چیز در برابر ما کار می کند و تقریبا ما را به آستانه رها کردن همه چیز می اندازد و فقط به آنچه که خیلی راحت و راحت است ( یعنی زندگی روزمره ما که ما استفاده می کنیم) این است که در واقع زمانی است که ما برای آخرین بار آزمایش می شود و به این معنی است که ما واقعا به هدفمان نزدیک هستیم. مثال داده شده واقعا فوق العاده بود و بله چیزی جدید نیست، اما چیزهای ساده ای را در زندگی ما فراموش می کنیم مانند @ تاریک ترین شب از شب قبل از سپیده دم @. در حقیقت درست است که بسیاری از ما فقط مبارزه را ترک می کنیم، زمانی که واقعا دشوار می شود و تراشه ها واقعا کم هستند، در حالی که در واقع ما خیلی نزدیک به هدف بودیم، اگر فقط صبر کمی بیشتر داشتیم که وجود داشتیم . در یکی از قسمت هایی که او درباره مرگ صحبت می کند، بله، واقعیتی که همیشه فراموش می کنیم، تنها واقعیت زندگی ما است، ثابت است که تغییر نخواهد کرد، همه چیز نامطمئن است. بسیاری از ما وجود دارد که فکر می کنند این اتفاق برای دیگران اتفاق می افتد و پس از آن دیگران وجود دارند، که پس از این مواد مشغول به کار هستند و آنها به فکر چیزی نیستند، تنها مرگ را ترک می کنند. بله، و کسانی که در مورد مرگ فکر می کنند، بیشتر از آن از آن بترسند، برخی از مرگ و میر به دلیل درد فیزیکی مرتبط با آن می ترسند (چنین افرادی واقعا از درد رنج می برند، نه از مرگ، من یکی از آنها هستم) و برخی از آنها فکر می کنند که نمی خواهم بمیرم زیرا زمان آن هنوز برای آنها نیست. به طرز وحشیانه ای، اما درست است، این تصمیم در مورد زمان بندی ها خوشبختانه به ما داده نشده است. پس چگونه ما از ترس مرگ می رویم یا آن را دوستمان، همدم؟ و زندگی زیبای ما را نادیده نگیرید در مورد مرگ در تمام طول زمان. یکی از راه حل های ممکن در این کتاب نهفته است، آن را می نویسد: \"اگر من باید مبارزه، آن را به همان خوبی یک روز می میرند به عنوان دیگر @ می میرند. بله خیلی خوب است، هرگز نمی داند وقتی صبح بیدار می شود، اگر روز آخر زندگی اش باشد، و در واقع، آن روز هیچ وقت از روزهای دیگر گذشته اش متفاوت نخواهد بود. بنابراین، چرا هر روز به عنوان آخرین روز از زندگی ما را ندارد و زندگی می کنند آن را. صادقانه بگویم که من واقعا می دانم که من در مورد آن صحبت می کنم، چرا که من در یک حرفه ای هستم که شامل بسیاری از ریسک ها و مرگ است و نباید به دنبال دلایل آن باشم، فقط می توان از هر بوش به شکل یک قطعه کوچک کوچک از فلزی به نام یک گلوله که از تاریکی شب و یا فقط یک صدای ناامید کننده از زیر دریچه ای است که من هر روز عبور می دهم. در اینجا هر روز می تواند آخرین روز زندگی من باشد، هر وعده غذایی می تواند آخرین من باشد، هر تماس با همسر من می تواند آخرین بار من صدای شیرین و دوست داشتنی و بچه ها را می شنوید ... به هر حال، بنابراین آنچه من شخصا دنبال می کنم هر روز وقتی که بیدار می شوم یا هر بار که در یک عملیات حرکت می کنم، به خودم می گویم که روز خوبی برای مرگ است و آنجا هستم، فقط آنچه انجام می دهم و آنچه در تمام این سالها آموخته ام در ارتش و از طریق تمام حرکات و تمرکز بر روی کار به جای آن، به جای نگرانی در مورد مرگ من، من واقعا با ترس از مرگ در صلح هستم. یکی دیگر از اندیشه های زیبا که من در مورد مرگ به آن رسیدم رمان نویسنده نویسنده به نامConfessions of a pilgrim بود. من از این نتیجه می گیرم که مرگ را می توان به عنوان یک فرد زیبا که همیشه در کنار ما نشسته، به ما نشان می دهد، بنابراین نزدیک به ما است که با هر جا که می رود، با ما سفر می کند و همچنین ما را به تخت ما می برد. یک همراه زیبا، یک همراه وفادار، تنها کسی که هرگز برای ما ناکام نخواهد ماند، تمام اصحابش را بتراشند، فقط مرگ و میر کمتر هستند و در یک نقطه و یا دیگران بی اعتبار شده اند. مرگ همیشه با ما باقی می ماند و در واقع صحبت کردن این تنها یک همراه است که همه ما را از طریق زندگی ما از لحظه ای که در رحم مادر ما شکل گرفته است تا لحظه ای که چشم انداز آن سفید نور و این احساس سبک، زمانی که ما در نهایت این بدن را ترک کردیم، گاهی اوقات به عنوان @ VASTRA @ (لباس) در اساطیر هند بیان می شود. همانطور که در اساطیر هند است، روح هرگز نمی میرد، آن ناپدید می شود، آن را فقط بدن تغییر می دهد درست مثل ما لباس را تغییر دهید. روح ما بخشی از خدا است و به او می رسد. ما می توانیم ذکر روح قدرتمند خود را در اطراف آخرین قسمت از کیمیاگر که در آن چوپان متوجه می شود که در نهایت آن روح خود را که \"همه است که نوشت همه\" و روح خود را بخشی از روح G. ..

مشاهده لینک اصلی
زمانبندی همه چیز است اگر چهار سال پیش، کیمیاگر را خواند، مطمئنا من آن را دوست داشتم. آن را در سخنان بزرگ و درخشان از رویاهای خود و غیره دنبال می کند، و قطعا باعث می شود شما را در مورد زندگی خود و پیگیری خود @ افسانه شخصی @ اگر شما می خواهید فکر می کنم. اما شاید در حال حاضر من قدیمی تر و غریب تر و یا شاید آن را بدبینی به عنوان تنها شاهد یک واقعیت است که به طرز عرفانی و سیاه و سفید به عنوان پائولو کوئلسوس نیست، اما در هر صورت، من just not buy آنچه که کیمیاگر بود فروش. خوب، به سرعت خواندن، من آن را به من بدهید. من از خودم لذت بردم، و قطعا کمی در مورد زندگی خودم در این فرایند فکر کردم، که از ادبیاتم قدردانی میکنم. و در حالی که من کمی یا بیشتر با آن بود برای مدتی، من فقط نمی توانم باقی بماند با پایان که من را ترک گفت، @ آن است؟ واقعا؟ @ قابل پیش بینی است، پس از این نقطه spoilers وجود دارد\n. کل کتاب سانتیاگو در جستجوی \"شخصیت افسانه ای @\" است که گفته می شود یک گنج عالی در اهرام مصر است. در طول راه او بسیاری از مردم دوست و مبلغ زیادی را می پردازد، در عین حال ملاقات یک زن جوان زیبا که موافق بیشتر یا کمتر بودن شریک زندگی خود، سبک رومئو و ژولیت است (که به خودی خود احمقانه است، اما بیشتر در آن بعد) در این مرحله او تعیین می کند که او به یک گنج بزرگتر از آنچه که تا به حال از آن رؤیا کرده، به دست آورده است و بیشتر نخواهد کرد. خوشگل. کپی کردن موسیقی و تم ها از شناخت گنج در تمام اشکال آن. سانتیاگو یک زندگی شگفت انگیز و تحقیرآمیز را پیش از او گذاشته است و احتمالا یک مرد شاد در کنار همسر دوست داشتنی او و فرزندانش را تحسین می کند، همه در حالی که به راحتی به عنوان مشاور روستایی از اواسط بیابانی زیبا زندگی می کنند. به نظر می رسد خیلی خوب است، نه، این جایی است که کتاب پایه آن را از دست داد. سانتياگو از او خواسته است، حتی مجبور شود به پيروی از «شخصيت افسانه @» خود ادامه دهد، و در پشت @ love @ (که بايد ذکر شودwoman of the desert @ است و به همین ترتیب او کاملا از @ love @ رها شده است) و به راحتی صبر کنید و صبر کنید و منتظر بمانید، هر چند که او تا به حال باز می گردد یا نه) در حال گذر از صحرا و (عجیب) فرار از ارتش خصمانه در کنار راه خود را با تبدیل شدن به باد (آن را در مورد به همان اندازه حس می کند که به نظر می رسد). در نهایت هر چند، Coelho به ما نشان می دهد که سانتایگو واقعا در افسانه یPersonal Legend @ در دو فصل و نیم در صفحه قرار می گیرد، جایی که به وضوح معلوم شده است که Santiagos که مدت ها پس از گنج به دنبال گنج است ... گنج است. به معنای واقعی کلمه. گنج را دفن کرد یک جعبه در شن و ماسه پر از سکه های طلا و الماس و طلا و جواهرات و تاج، و تمام دیگر تصاویر گنج کریستال شما می توانید فکر می کنم. چه جهنم؟ پس چه پیامی باید از این کتاب گرفته شود؟ پول مهم ترین چیز در جهان است؟ زنان اشیائی هستند که برای زیبایی آنها دیده می شود و ارزشمند هستند، در آنجا برای خدمت به شما و برای همیشه صبر کنید، در حالی که در جستجوی غاز وحشی در سراسر قاره ها به دنبال پول هستید؟ بدیهی است که من شگفت انگیز است و کوئلو قصد دارد که بگوییم که باید بدون توجه به آنچه که حتی اگر بیش از یک زندگی خوب و محتاطانه از زندگی شما داشته باشد، باید پیروی از رویاهایشان باشد، تا زمانی که در جستجوی زندگی ای هستید که حتی بیشتر از هر زمان دیگری ممکن است تصور کنید برای فداکاری آنچه که اکنون خوب است، بعدا می تواند بزرگ باشد. اما او این کار را با روش بسیار ساده ای انجام داد و کشف گنجینه ی Santiagos که به معنای واقعی کلمه گنج بود، یک ناامیدی بزرگ بود. با وجود سادگی بودنش، این کتاب یک پیام خوب داشت. اگر فاطمه گنج Santiagos بود، من می توانستم پشت آن را پشت سر بگذارم، حتی اگر آن را تحسین نکنید نقش زنان در روابط (زیبایی مهم ترین عامل تصمیم گیری در مورد همسر، به عنوان سانتیاگو توسط زیبایی او و بلافاصله عشق خود را تسخیر می کند؛ فاطمه بلافاصله فریب می دهد و خود را به سانتیاگو می کشد بدون توجه به آنچه که حتی اگر او برای سفر خود به سحر آمیز برای رویاهای خود، بدون توجه به او باشد)، زیرا این چیزی غیرمستقیم است معنی دار و برآورده شدن، صرف نظر از وضعیت مالی. اما پس از آن Coelho اساسا ادامه می دهد که می گوید این تنها راه رسیدن به موفقیت واقعی است و باید خودش روحیه خود را بدون در نظر گرفتن نزدیکترین آنها به دنبال آن ها بگذارد. چگونه می توان کتاب را در مورد دیدن نمادهای روزمره و نشانه در زندگی و توجه به آنها، احتمالا استعاره را برای زندگی در تمام طول راه می اندازد، و سپس آنچه که احتمالا بزرگترین استعاره همه آنها است، گنج Santiagos، تبدیل شدن به یک استعاره در همه نیست، اما فقط پول؟ به من، که همه چیز را جمع کرد. فرض می کنم کوئلو این را می فهمد، چون کتاب را با یک افسانه مختصری درباره نارسیوس سقوط به رودخانه به رودخانه می اندازد، زیرا او عاشق تماشای بازتابش و ناامیدی رودخانه ها در این منطقه بود، زیرا رودخانه دوست داشت چشم ها را به چشم نارتیسوس نگاه کند و خود را انعکاس ببیند . این یک داستان بسیار وحشتناک است که حاکی از این است که همه تنها با خودشان وسواس میشوند، اندکی فکر و اندیشه خالی است که کوئلیو 167 صفحه را در آن نگه می دارد ...

مشاهده لینک اصلی
اگر کتاب قرص بود، کیمیاگر یک پلاسبو با شکر خوراکی بود که اثری واقعی ندارد. اجازه می دهیم آن را به عنوان یک توهین خوب احساس کنیم. من هرگز کتابی را به عنوان این کتاب ندیده ام. بسیاری از داوران با مشکلات این رمان مشهور ذکر کرده اند، اما اصطلاحا اصطلاحات بیشتری را صرف نمی کنند. کافی است آن را بگویم که این یک مثال خوب از نوشتن نوشتاری است که بهتر است اجتناب شود اگر معیار شما ادبیات با کیفیت باشد.

مشاهده لینک اصلی
هر کس (صرف نظر از یک پسر) گفت من این کتاب را دوست دارم سه تن از هم اتاقی های من دارای نسخه های خود هستند. این یک پسر درست بود در حال حاضر این ممکن است به دلیل آن است که دانه ناراحتی کاشته، و یا ممکن است به این دلیل که این کتاب حداقل کتاب خلاق و بیش از حد بیش از حد من بود در حالی که خواندن. این به این پرسش پاسخ داد که وقتی قهرمان را با هزاران چهره، کتاب مقدس و 1001 شب عربی در یک مخلوط کن قرار می دهید چه اتفاقی می افتد؟ گفتم، من ازش متنفرم دو موضوع اصلی (که بارها و بارها چکش شده اند)، دو مورد از دیدگاه های مورد علاقه من در جهان هستند - آنهایی که من به قلبت احترام می گذارم. من می فهمم که همه مسیر خودشان را دارند و اگر این کتاب کوچک احمقانه برای تحقق این دو پیام مهم، این خواننده را خوشحال کند، سرانجام این حقایق را کشف کرد. A) همانطور که جوزف کمپبل می گوید، نویسنده ی پرطرفدار بیشتر می گوید: \"دنبال سعادت خودت باش\" و ب) همانطور که نویسنده ی بسیار مؤثرتر، رالف والدو امرسون می گوید: هنگامی که تصمیم گرفتید، جهان توطئه می کند تا این اتفاق بیفتد. (به الگوی نگاه کنید). برای توضیح غفلت من به ناخن سوم در تابوت انحراف به سرقت رفته، به شما داستان می گویم. من یک مجموعه کوچک از ثروت از کوکی های ثروت دارم. (من همیشه در عادت جمع آوری عناوین خوب بوده ام.) برای ایجاد لیست، ثروت باید پیام خوب زمانی که به زندگی اعمال می شود و حتی بهتر از زمانی که لازم است @ Dryty Fortune Cookie Ending @ اضافه شود. در طول سال تحصیلی سال تحصیلی کالج من ثروتم را به دست آوردم @ جایی که گنج شماست، قلب شما نیز وجود خواهد داشت. . . . . بین ورق. @ خنده دار، درست است؟ جنسیت، عشق، گنج، آه، استعاره های شگفت انگیز. به سرعت دو سال پیش، زمانی که متوجه شدم که ثروت خنده دار من در واقع یک نقل قول کتاب مقدس است! راست کن OT خوب، من شوکه شدم و ناامید شدم من با یک کوکی محاصره شدم! حالا، متوجه می شوم که این مسئله من است، اما من نمی خواهم یک کوکی کتاب مقدس و یا کیمیاگر 200 ساله که OT را به گلویتان رحم کند. برای هر کسی که درباره خواندن این کتاب فکر می کند، من دو چیز را که باید از آن یاد بگیرم، به شما داده ام. در حال حاضر خواندن برخی از جوزف کمپبل.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب کیمیاگر


 کتاب ناطور دشت
 کتاب 1984
 کتاب ستون های زمین (جلد ۱)
 کتاب هری پاتر
 کتاب عطر (سرگذشت یک جنایتکار)
 کتاب سیر و سلوک زائر (سالک)